چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۴:۴۷ ۸ بازديد
به تأخیر میافتد، مانند طوفانهای برخی از نقاط جهان، یک ریزش خطرناک در کیپ سن دیگو رخ دهد. «این امواج صوتی تقریباً منظم هستند و ابجد میتوانند از نزدیک شدن به استیتن لند یا ساحل شمال شرقی خبر دهند و کشتی را به سمت آبراه تنگه روح هدایت کنند؛ اما من به آنها، دعا در نزدیکی ساحل صخرهای مانند استیتن لند، اعتماد زیادی ندارم.» «خلیج گود ساکسِس لنگرگاه بسیار خوبی برای کشتیهایی با هر اندازهای است که برای گرفتن چوب یا آب در آن حرز توقف میکنند؛ اما اگر کشتی نیاز دورود شهر دعا داشته باشد برای تعمیر ثابت بماند، طلسم چون
اغلب موج به آنجا میآید، جوابگو نخواهد بود. اینجا کاملاً دعا امن است، با این حال، جادو سیاه در علی آباد کتول شهر دعا فصل زمستان، وقتی بادهای شرقی رایج هستند، جادو هیچ کشتیای نباید آنقدر نزدیک به ابتدای خلیج لنگر بیندازد که در تابستان ممکن است؛ زیرا گاهی اوقات (هرچند به ندرت) غلتکهای سنگین به آنجا میآیند. ما سعی نکردیم ماهی بگیریم، چون وقت آزاد تعویذ نداشتیم، و فقط چند پرنده شکار کردیم. «در هشتم، یک روز بسیار خوب با باد کم، ما از تپهای با قله صاف به نام تیبل آو اوروزکو پایین آمدیم؛ و از بالای دکل، منظره وسیعی از منطقه مجاور
داشتم. در حوالی خلیج ساکسس و بل مونت، زمین مرتفع خمام شهر دعا است، اما در شمال خلیج ساکسس، به سمت دعا دماغه سن دیگو کافر که نقطهای طولانی، کم ارتفاع و بیرونزده است، مقدس شیب دارد. از آنجا، تا آنجا نماز خواندن که میتوانستم ببینم، ساحل شمال شرقی، به جز چند تپه در اینجا و آنجا، کم ارتفاع و بدون شکستگی توسط خلیجها امتداد یافته بود؛ منطقه نزدیک آن، تپهها و درههای دلپذیری بود، پر از درخت و کاملاً عاری از برف. میتوانستم رشته کوههای پوشیده از برف را تشخیص دهم که باید در نزدیکی تنگه دریاسالاری قرار داشته باشند، منطقه در
این طرف آنها به نظر میرسید که یک توالی مداوم از تپهها و درهها علوم غریبه باشد، و تنها تعداد کمی از تپهها پوشیده از برف بودند، اگرچه این نشاندهنده عمق زمستان بود.»{۴۵۷}دود فقط سید و حاجی در یک نقطه، حدود دو مایل در داخل خشکی، دیده میشد. عصر، نسیم ملایمی علوم غریبه از ساحل وزید و در امتداد ساحل ایستادیم، ماه به روشنی میدرخشید و هوا خوب بود. من در طول شب نسبتاً نزدیک به خشکی مقدس حرکت کردم تا صبح نزدیک ورودی مشرکان کانال فرضی سنت سباستین باشم. «نیمه شب، دماغه سانتا اینز سه یا چهار مایل از ما فاصله داشت، اما
از آنجا تا سه مایل، نزدیک دماغه پنیاس، چیز زیادی از خشکی ندیدیم. پس از آن هوا سنگین شد و باد به شماره ملا سمت شمال شرقی وزیدن گرفت که دعاگر باعث شد تا روشن شدن هوا (نهم) بیشتر از ساحل دور بمانم، تا کلیسا اینکه به ساحل رسیدیم و ایستادیم. با پیدا کردن نسخ خطی دماغه سانتا اینز و دماغه پنیاس که به درستی در نقشهای که استفاده طلسم میکردیم قرار گرفته بودند، فکر کردم دماغه سنت سباستین خیلی اشتباه نخواهد کرد و در اوایل شب چندین مشاهده انجام دادیم تا محاسبات خود را اصلاح کنیم. به سمت ساحل ابطال کردن جادو ایستادیم،
به سرعت آب فرشتگان را کم عمق کردیم و متوجه شدیم که یک موج زمینی در حال افزایش است. با پیشینه تاریخی دیدن چیزی که قرار بود دماغه سباستین باشد و دیدن دهانه بزرگی در شمال آن از احضار بالای دکل، شبیه به آنچه در نقشه نشان دعا نویسی داده شده بود، با خشکیهای پست و دوردست که در شمال با سواحل «باهیا د نامبر د عیسی» مطابقت داشت، شیطان با اطمینان ایستادم و به این فکر کردم که نقشه این ساحل چقدر خوب ترسیم شده است، و صرف نظر از اینکه عمقیابیها کاهش مییافت همچنان که پیش میرفتیم. با این حال،
از بالای دکل، چیزی شبیه موج جزر و مدی را در فاصله دو یا سه مایلی دیدم، و از ملوان قایق ماسال شهر دعا که در این ساحل زیاد در مسابقات جزر و مد شرکت میکرد، خواستم نظرش را بپرسم: اما قبل از اینکه بتواند به سمت من بلند رمال شود، دیدم جفر که زمین بسیار پست و تقریباً همسطح ذکر دریا است و جفت روحی آنچه که من موج میدانستم، موج ساحل بود. شیاطین کمی دورتر ایستاده بودیم و فقط توسل هفت فاتوم آب روی کفی از شنهای گلآلود تیره با تکههایی از تخته سنگ سیاه داشتیم. در این زمان، هوا به
اندازه کافی صاف شده بود که میتوانستیم خشکی را از هر طرف پانزده عبادت کردن جادو سیاه یا بیست مایل ببینیم، اما چیزی شبیه به کافران دهانهای که دعا به فرشتگان سمت غرب امتداد یافته باشد، به افقی دریا، به نظر نمیرسید. من به سمت باد
اغلب موج به آنجا میآید، جوابگو نخواهد بود. اینجا کاملاً دعا امن است، با این حال، جادو سیاه در علی آباد کتول شهر دعا فصل زمستان، وقتی بادهای شرقی رایج هستند، جادو هیچ کشتیای نباید آنقدر نزدیک به ابتدای خلیج لنگر بیندازد که در تابستان ممکن است؛ زیرا گاهی اوقات (هرچند به ندرت) غلتکهای سنگین به آنجا میآیند. ما سعی نکردیم ماهی بگیریم، چون وقت آزاد تعویذ نداشتیم، و فقط چند پرنده شکار کردیم. «در هشتم، یک روز بسیار خوب با باد کم، ما از تپهای با قله صاف به نام تیبل آو اوروزکو پایین آمدیم؛ و از بالای دکل، منظره وسیعی از منطقه مجاور
داشتم. در حوالی خلیج ساکسس و بل مونت، زمین مرتفع خمام شهر دعا است، اما در شمال خلیج ساکسس، به سمت دعا دماغه سن دیگو کافر که نقطهای طولانی، کم ارتفاع و بیرونزده است، مقدس شیب دارد. از آنجا، تا آنجا نماز خواندن که میتوانستم ببینم، ساحل شمال شرقی، به جز چند تپه در اینجا و آنجا، کم ارتفاع و بدون شکستگی توسط خلیجها امتداد یافته بود؛ منطقه نزدیک آن، تپهها و درههای دلپذیری بود، پر از درخت و کاملاً عاری از برف. میتوانستم رشته کوههای پوشیده از برف را تشخیص دهم که باید در نزدیکی تنگه دریاسالاری قرار داشته باشند، منطقه در
این طرف آنها به نظر میرسید که یک توالی مداوم از تپهها و درهها علوم غریبه باشد، و تنها تعداد کمی از تپهها پوشیده از برف بودند، اگرچه این نشاندهنده عمق زمستان بود.»{۴۵۷}دود فقط سید و حاجی در یک نقطه، حدود دو مایل در داخل خشکی، دیده میشد. عصر، نسیم ملایمی علوم غریبه از ساحل وزید و در امتداد ساحل ایستادیم، ماه به روشنی میدرخشید و هوا خوب بود. من در طول شب نسبتاً نزدیک به خشکی مقدس حرکت کردم تا صبح نزدیک ورودی مشرکان کانال فرضی سنت سباستین باشم. «نیمه شب، دماغه سانتا اینز سه یا چهار مایل از ما فاصله داشت، اما
از آنجا تا سه مایل، نزدیک دماغه پنیاس، چیز زیادی از خشکی ندیدیم. پس از آن هوا سنگین شد و باد به شماره ملا سمت شمال شرقی وزیدن گرفت که دعاگر باعث شد تا روشن شدن هوا (نهم) بیشتر از ساحل دور بمانم، تا کلیسا اینکه به ساحل رسیدیم و ایستادیم. با پیدا کردن نسخ خطی دماغه سانتا اینز و دماغه پنیاس که به درستی در نقشهای که استفاده طلسم میکردیم قرار گرفته بودند، فکر کردم دماغه سنت سباستین خیلی اشتباه نخواهد کرد و در اوایل شب چندین مشاهده انجام دادیم تا محاسبات خود را اصلاح کنیم. به سمت ساحل ابطال کردن جادو ایستادیم،
به سرعت آب فرشتگان را کم عمق کردیم و متوجه شدیم که یک موج زمینی در حال افزایش است. با پیشینه تاریخی دیدن چیزی که قرار بود دماغه سباستین باشد و دیدن دهانه بزرگی در شمال آن از احضار بالای دکل، شبیه به آنچه در نقشه نشان دعا نویسی داده شده بود، با خشکیهای پست و دوردست که در شمال با سواحل «باهیا د نامبر د عیسی» مطابقت داشت، شیطان با اطمینان ایستادم و به این فکر کردم که نقشه این ساحل چقدر خوب ترسیم شده است، و صرف نظر از اینکه عمقیابیها کاهش مییافت همچنان که پیش میرفتیم. با این حال،
از بالای دکل، چیزی شبیه موج جزر و مدی را در فاصله دو یا سه مایلی دیدم، و از ملوان قایق ماسال شهر دعا که در این ساحل زیاد در مسابقات جزر و مد شرکت میکرد، خواستم نظرش را بپرسم: اما قبل از اینکه بتواند به سمت من بلند رمال شود، دیدم جفر که زمین بسیار پست و تقریباً همسطح ذکر دریا است و جفت روحی آنچه که من موج میدانستم، موج ساحل بود. شیاطین کمی دورتر ایستاده بودیم و فقط توسل هفت فاتوم آب روی کفی از شنهای گلآلود تیره با تکههایی از تخته سنگ سیاه داشتیم. در این زمان، هوا به
اندازه کافی صاف شده بود که میتوانستیم خشکی را از هر طرف پانزده عبادت کردن جادو سیاه یا بیست مایل ببینیم، اما چیزی شبیه به کافران دهانهای که دعا به فرشتگان سمت غرب امتداد یافته باشد، به افقی دریا، به نظر نمیرسید. من به سمت باد
کاوشی در دعانویس خوانسار