جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۱۶ ۰ بازديد
عدم محبوبیت بود، با این جمله آغاز شد که «اگر بفهمم که رفتارم مورد تأیید شما و دوستانم نیست،» او را به شدت خوشحال خواهد کرد، و او امیدوار است که با حضور دوباره دعا در دعا پارلمان، از منافع کاتولیکها غافل نشود. [او اضافه میکند] من اطلاعات مطمئنی داشتم که اسقف دِری با برخی از بخشهای بیفکر کاتولیکها که به همین منظور در شهر بودند، متحد شده بود و پذیرش آن نهاد برای حق رأی دادن طلسم نویس به اعضای پارلمان قرار بود اولین موضوعی باشد که در کنوانسیون مطرح میشد. اکنون فکر میکردم که بحران از جایی شروع شده که لرد کنمار[574] و سران بدن باید قدم پیش بگذارند تا این پروژههای وحشیانه را انکار کنند و وابستگی درچه شهر دعا خود را به قدرتهای قانونی اعلام کنند...
بنابراین من با یک حرکت جسورانه تصمیم گرفتم.[575] او اضافه میکند که از موفقیتش، که «اقدامات رهبران کنوانسیون را کاملاً آشفته کرده بود»، بسیار خوشحال بود. ارل-اسقف دِری یک طلسم انقلابی مصمم و بسیار مشتاق جدایی بود و گفته میشود که به لرد چارلمونت گفته است: «اوضاع خوب پیش میرود، سرورم: ما خونریزی خواهیم داشت.» اولیری، نویسندهی جادو و طلسمات «وفاداری ادعا شده» و به طور مشهوری مردی صلحجو، احتمالاً کمی تردید میکرد. [صفحه ۲۳۸]در تلاش برای جلوگیری از آنچه اُرد از آن میترسید به یک هرج و مرج خونین تبدیل شود، از طلسم طریق دیپلماتیک. برک، در نامهای به برادر کشیش اولیری، گفت: «هر کاری از دستتان برمیآید راوند شهر دعا انجام دهید تا طلسم نویس از یک سو رشد ژاکوبینیسم و از سوی دیگر ظلم و ستم، که بهترین دعانویس شهر بهترین دوست آن است، را
متوقف کنید.» جای تعجب نیست که دولت ایرلند از این چشمانداز رنگ از رخسارش پرید. یکی از روزنامههای دوبلین، به نام «روزنامه داوطلبان»، ترور را تشویق میکرد؛ و برخی از مردان در بهار قبل به اتهام توطئه برای قتل هفت عضو نامحبوب پارلمان دستگیر شده بودند. سستی قضات و نبود نیروی پلیس منظم، امکانات زیادی را برای جرم و جنایت فراهم کرد. شورشها قهدریجان شهر دعا به دلیل اعتصابات تجاری طلسم در خیابانها به راه افتاد؛ مردان «با قیر و پر» رها شدند و در مقابل جمعیت خشمگین رها شدند؛ سربازان له شدند و در حال خونریزی روی پیادهرو رها شدند. گروههای جدیدی از داوطلبان برای جذب نیرو آگهی دادند و مردانی با بدترین شهرت به صفوف آنها هجوم آوردند.
در همین حال، اسقف دِری در حال تشکیل یک هنگ جدید از داوطلبان در اولستر بود. فرود مینویسد: «نایبالسلطنه، به توصیه فیتزگیبون، مأمورانی را با لباس مبدل برای مراقبت از او فرستاد، و در صورت لزوم دستگیری، حکمی در جیبهایشان داشتند.» و اضافه میکند که «این اسقف منحصر به فرد تقریباً به پایان دوران حرفهای خود با چوبه دار نزدیک میشد.» کنارهگیری از زندگی عمومی طلسم نویس چنین شخصیت برجستهای، از نظر تأثیر، تنها پس از فروپاشی کنوانسیون بود، که او روح محرک آن بود. شش سال بعد، داران شهر دعا هنگامی که بنکرافت توسط فرانسه برای یک مأموریت مخفی به ایرلند فرستاده شد، گزارش او که اکنون در وزارت امور خارجه در دعا پاریس نگهداری میشود، بهترین دعانویس شهر همانطور که از لکی میشنویم، بیان میکند که سقوط کنوانسیون «به نوعی دموکراسی ایرلندی را به
سخره گرفته است و ممکن است مدتها طول بکشد فولاد شهر شهر دعا تا این وضعیت جبران شود.» این کنوانسیون مربوط به سال ۱۷۸۳ است. تا پاییز ۱۷۸۴ هیچ نامهای که اولیری را رسوا کند، یافت نشد - نامههایی که هیچ اقدام جاسوسی مشخصی را آشکار نمیکردند، یا حتی توسط خودش نوشته نشده بودند، اما نشان میدادند که او تسلیم صدای وسوسهگر شده است. با قضاوت در مورد دعا مردی که زنده نیست تا از خود دفاع کند، کسی که یادش برای یک قرن مورد احترام بوده است، با اکراه مجبور میشوم این روایت را با انواع و اقسام مغالطات پر کنم.[صفحه ۲۳۹]نظرات موافق و مخالف، جادو و طلسمات به طوری که جادو و طلسمات خوانندگان بتوانند نتیجه یک مطالعه وجدانی از دعا پرونده را داشته باشند و بتوانند به یک نتیجه قضایی برسند.
سرعت ورود اولیری به دوبلین، همه کسانی را که آن را در فرود میخواندند، به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ زیرا به گفته آن مورخ، اورد از وزیر امور خارجه انگلیس خواست تا دو مرد آموزش دیده از کارکنان خبرچین خود را برای او بفرستد.[576] با این حال، من نامهای که حاوی این درخواست بود را به صورت چاپی یا دستنویس ندیدهام. اولیری همزمان با کارآگاهی به نام پارکر به آنجا آمد؛ اما سرعت ورود کشیش، اگرچه بد به نظر میرسد.
بنابراین من با یک حرکت جسورانه تصمیم گرفتم.[575] او اضافه میکند که از موفقیتش، که «اقدامات رهبران کنوانسیون را کاملاً آشفته کرده بود»، بسیار خوشحال بود. ارل-اسقف دِری یک طلسم انقلابی مصمم و بسیار مشتاق جدایی بود و گفته میشود که به لرد چارلمونت گفته است: «اوضاع خوب پیش میرود، سرورم: ما خونریزی خواهیم داشت.» اولیری، نویسندهی جادو و طلسمات «وفاداری ادعا شده» و به طور مشهوری مردی صلحجو، احتمالاً کمی تردید میکرد. [صفحه ۲۳۸]در تلاش برای جلوگیری از آنچه اُرد از آن میترسید به یک هرج و مرج خونین تبدیل شود، از طلسم طریق دیپلماتیک. برک، در نامهای به برادر کشیش اولیری، گفت: «هر کاری از دستتان برمیآید راوند شهر دعا انجام دهید تا طلسم نویس از یک سو رشد ژاکوبینیسم و از سوی دیگر ظلم و ستم، که بهترین دعانویس شهر بهترین دوست آن است، را
متوقف کنید.» جای تعجب نیست که دولت ایرلند از این چشمانداز رنگ از رخسارش پرید. یکی از روزنامههای دوبلین، به نام «روزنامه داوطلبان»، ترور را تشویق میکرد؛ و برخی از مردان در بهار قبل به اتهام توطئه برای قتل هفت عضو نامحبوب پارلمان دستگیر شده بودند. سستی قضات و نبود نیروی پلیس منظم، امکانات زیادی را برای جرم و جنایت فراهم کرد. شورشها قهدریجان شهر دعا به دلیل اعتصابات تجاری طلسم در خیابانها به راه افتاد؛ مردان «با قیر و پر» رها شدند و در مقابل جمعیت خشمگین رها شدند؛ سربازان له شدند و در حال خونریزی روی پیادهرو رها شدند. گروههای جدیدی از داوطلبان برای جذب نیرو آگهی دادند و مردانی با بدترین شهرت به صفوف آنها هجوم آوردند.
در همین حال، اسقف دِری در حال تشکیل یک هنگ جدید از داوطلبان در اولستر بود. فرود مینویسد: «نایبالسلطنه، به توصیه فیتزگیبون، مأمورانی را با لباس مبدل برای مراقبت از او فرستاد، و در صورت لزوم دستگیری، حکمی در جیبهایشان داشتند.» و اضافه میکند که «این اسقف منحصر به فرد تقریباً به پایان دوران حرفهای خود با چوبه دار نزدیک میشد.» کنارهگیری از زندگی عمومی طلسم نویس چنین شخصیت برجستهای، از نظر تأثیر، تنها پس از فروپاشی کنوانسیون بود، که او روح محرک آن بود. شش سال بعد، داران شهر دعا هنگامی که بنکرافت توسط فرانسه برای یک مأموریت مخفی به ایرلند فرستاده شد، گزارش او که اکنون در وزارت امور خارجه در دعا پاریس نگهداری میشود، بهترین دعانویس شهر همانطور که از لکی میشنویم، بیان میکند که سقوط کنوانسیون «به نوعی دموکراسی ایرلندی را به
سخره گرفته است و ممکن است مدتها طول بکشد فولاد شهر شهر دعا تا این وضعیت جبران شود.» این کنوانسیون مربوط به سال ۱۷۸۳ است. تا پاییز ۱۷۸۴ هیچ نامهای که اولیری را رسوا کند، یافت نشد - نامههایی که هیچ اقدام جاسوسی مشخصی را آشکار نمیکردند، یا حتی توسط خودش نوشته نشده بودند، اما نشان میدادند که او تسلیم صدای وسوسهگر شده است. با قضاوت در مورد دعا مردی که زنده نیست تا از خود دفاع کند، کسی که یادش برای یک قرن مورد احترام بوده است، با اکراه مجبور میشوم این روایت را با انواع و اقسام مغالطات پر کنم.[صفحه ۲۳۹]نظرات موافق و مخالف، جادو و طلسمات به طوری که جادو و طلسمات خوانندگان بتوانند نتیجه یک مطالعه وجدانی از دعا پرونده را داشته باشند و بتوانند به یک نتیجه قضایی برسند.
سرعت ورود اولیری به دوبلین، همه کسانی را که آن را در فرود میخواندند، به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ زیرا به گفته آن مورخ، اورد از وزیر امور خارجه انگلیس خواست تا دو مرد آموزش دیده از کارکنان خبرچین خود را برای او بفرستد.[576] با این حال، من نامهای که حاوی این درخواست بود را به صورت چاپی یا دستنویس ندیدهام. اولیری همزمان با کارآگاهی به نام پارکر به آنجا آمد؛ اما سرعت ورود کشیش، اگرچه بد به نظر میرسد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر