جمعه ۲۴ بهمن ۰۴

ساری شهر دعا

مراقبت از مو آنلاین کاشت مو

ساری شهر دعا

۶ بازديد
«نمی‌توانستم رد کنم - چون نامه از طرف شاهزاده ولز است.» «من شگفت‌زده شدم؛ اعتراف می‌کنم که آشفته دعا شده بودم؛ اما در عین حال، تا حدودی در مورد صحت ادعای لرد مالدن شک داشتم. من یک پاسخ رسمی و مشکوک دعا دادم و کمی بعد، جناب عالی آنجا را ترک کردند.» دنبال کردن جزئیات سقوط این زن فایده‌ای ندارد؛ او می‌گوید شوهرش نسبت به او بی‌توجه و بی‌وفا بوده است؛ و علاوه بر این، شاهزاده به او وثیقه‌ای به مبلغ ۲۰،۰۰۰ پوند داده بود که پس از رسیدن به سن قانونی قابل پرداخت بود. شاهزاده خیلی ساری شهر دعا زود از او خسته شد و در سال ۱۷۸۱ رابطه‌اش را قطع کرد.

به نظر می‌رسد که این خانم به هیچ وجه تسلی‌ناپذیر نبوده است، زیرا در سال ۱۷۸۲ تحت حمایت سرهنگ تارلتون بود و گفته می‌شود که کاریکاتوری از... گیلری، ملقب به «رعد و برق» (۲۰ اوت ۱۷۸۲)، بدین ترتیب وضعیت آن زمان را نشان می‌دهد. این حکاکی، یک افسر سواره‌نظام (سرهنگ تارلتون) را نشان می‌دهد که با شمشیری کشیده، در مقابل درب کشتی تفریحی «ویرلیگیگ» ایستاده و به مهارت‌های طلسم شگفت‌انگیز نظامی خود می‌بالد. در کنار او، شخصی با سه پر به جای سر (شاهزاده ولز) ایستاده است. تابلوی «ویرلیگیگ» خانم رابینسون است. روزنامه مورنینگ پست ، ۲۱ سپتامبر ۱۷۸۲، می‌گوید: «دیروز، پیکی با اطلاعات بسیار جالب و خوشایند از کشتی مسلح بابل شهر دعا تارلتون وارد شهر شد و پس از چند ماه، ناوچه پردیتا را تصرف کرد و آن را سالم به

بندر اگام آورد. بهترین دعانویس شهر پردیتا یک کشتی جادو و طلسمات فوق‌العاده زیبا و تمیز با کف صاف است و در طول سفر دریایی خود، جوایز طلسم نویس زیادی به دست طلسم آورده بود، به ویژه کشتی فلوریزل، کشتی بسیار ارزشمندی که متعلق به سلطنت بود، اما بلافاصله پس از خارج کردن محموله، آزاد شد.» کشتی پردیتا بهترین دعانویس شهر مدتی پیش توسط روباه اسیر شد، اما بعداً توسط مالدن‌ها پس گرفته شد و وقتی با تارلتون درگیر شد، لباس جادو و طلسمات مجلل و تجهیزات جدید به تن داشت. مانور او برای فرار تحسین‌برانگیز بود؛ اما تارلتون که کاملاً مصمم بود او را بگیرد یا نابود شود، از این تلاش دست نکشید؛ و سرانجام، او که کاملاً مصمم بود طلسم شمشیر بروجرد شهر دعا به دست، در کنار پردیتا بیاید و سوار بر او شود، فوراً و با احتیاط تسلیم

شد. رسوایی مربوط به ارتباط او با فاکس، به نظر من، در واقع هیچ پایه و اساسی ندارد. او شیفته‌ی خانم آرمستد بود که بعدها همسرش شد؛ و احتمالاً اساس این شایعه این بود که فاکس نماینده‌ی شاهزاده برای مذاکره در مورد بازگرداندن وثیقه‌ی ۲۰،۰۰۰ پوندی از پردیتا بود، که او با این حال، نقاشی «پردیتو و پردیتا، یا طلسم مرد و زن مردمی» را به ما ارائه می‌دهد که خانم رابینسون را در حال راندن فاکس با ارابه‌اش نشان طلسم می‌دهد. اگر به بریده روزنامه‌ای در سال ۱۷۸۲ اعتماد کنیم، این کار باید بسیار هوشمندانه بوده کرمانشاه شهر دعا باشد.

« ۴ دسامبر. » — خانم رابینسون اکنون کالسکه‌ای دارد که مورد تحسین همه حلقه‌های طلسم نویس کالسکه‌رانی در مجاورت سنت جیمز است؛ بدنه آن به رنگ کرملیت و نقره‌ای است که با شنل فرانسوی تزئین شده و حلقه آن با حلقه‌ای از گل تزئین شده است: کالسکه به رنگ قرمز و نقره‌ای است، روکش صندلی با حاشیه نقره‌ای بسیار زیبا تزئین شده است. لباس خانم رابینسون سبز، با روکش زرد و با توری نقره‌ای پهن، بسیار زیبا تزیین شده است. افسار کالسکه با ستاره‌های نقره‌ای، با طرح‌های غنی دعا و با طلسم نویس ظرافت تمام تزئین شده است. داخل کالسکه با ابریشم سفید آستر شده و با تزئینات قرمز تزیین شده دعا است.

روزنامه مورنینگ هرالد ، ۱۶ ژوئن ۱۷۸۳، دعا می‌نویسد: جادو و طلسمات « گفته می‌شود که مسابقه جدید پردیتا حاصل مجموع چند شرط‌بندی است که در بروک گذاشته شده بود و رقبا نتوانستند در مورد آنها تصمیم بگیرند. بنابراین، آقای فاکس پیشنهاد داد که از آنجایی که هیچ راه بهتری برای رسیدن به هدف فوق وجود ندارد، یک کالسکه زیبا به پردیتا هدیه داده شود. افراد بدذات قزوین شهر دعا آن را آخرین شرط‌بندی عشق یا احمق‌های مد می‌نامند.» دنبال کردن زندگی او تا زمان مرگش در ۲۶ دسامبر ۱۸۰۰ ارزشش را ندارد؛ و در واقع، از آنجایی که او با شاهزاده و برایتون بی‌ارتباط بود، اگر قرار نبود داستان چگونگی به دست آوردن نام فلوریزل توسط شاهزاده، که در تمام طول زندگی‌اش به او چسبیده بود، روایت نشود، این قسمت اصلاً معرفی نمی‌شد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.