پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۱:۱۶ ۲ بازديد
درختان بلند نهاده شده است. درختچهها از بین رفتهاند، معابد کوچک و بیمعنی فلورا به دست کلاهبرداران به سختی از بین رفتهاند، و طلسم نویس در این زمستان، تمام ردپای خود «صندوقچه» ناپدید شده است.» چندی پیش از عموم مردم دعوت شد تا با عمارت یک تاجر بزرگ خداحافظی کنند، عمارتی که قطعاً آخرین نمونهی باقیمانده از این نوع بود. جمعیت زیادی به آنجا آمدند و از تمام بخشهای آن بازدید کردند. مکان قدیمی جالبی بود، که البته به اندازه خانه قدیمی تخریبشده در خیابان لیدنهال، ابهت یا جذابیت نداشت. من بقیه را انتخاب کردم. در محله جالب آستین فرایرز واقع شده بود، جایی که از خیابان زیر یک طاق وارد میشوید و خود را در بهترین دعانویس شهر محوطه و ملکان شهر دعا محوطه صومعه قدیمی آگوستین میبینید که اکنون پوشیده از خانه است، اما هنوز
در راهروهای پیچ در پیچ و کنجکاوانه قرار دارد و نه زشت و دلربا. در سمت راست، کلیسای قدیمی هلندی قرار دارد. یک کاوشگر میگوید: «به سختی، خانه قدیمی را پیدا کردیم که شبیه یک عمارت اربابی است - پلاک ۲۱ - با پلهها و باغش - به اندازه کافی دور ریخته شده بود. میشد رد آن را روی نقشهها پیدا کرد و شجرهنامه منظمی داشت، از اولین مالک آن، اولمیوس، تاجر هلندی، در زمان شاه ویلیام، که از او به خانواده فرانسوی تیرنولت، از آنها به مینِتها - بانکداران برجسته در دوران امپراتوری اول فرانسه - و از آنها به توماس عجب شیر شهر دعا لو مارشانت، که نوادهاش آن را به عنوان نماینده شرکت توماس، پسر و لفور در اختیار داشت.
از بین این آخرین مالکان، مالک فعلی، آقای جان فلمینگ، ملک را به طلسم دست آورد.» این طلسم نویس بنا به صورت «یک سازه طلسم نویس بزرگ آجری قرمز» توصیف شده است که در سراسر آن با پنلهای حکاکیشده و دیوارپوشهای چوبی زیبا پوشیده شده است و اتاقهای متعدد آن جادار، مرتفع و راحت طلسم هستند. با ورود به تالار قدیمی از طریق یک درگاه زیبا، دفتر حسابداری تاجر در سمت راست و اتاق صبحانه و بقایای بسیاری از انبارها در سمت چپ دیده میشود. در زیر این در، انبارهای جاداری وجود دارد که حاوی سردرود شهر دعا مخفیگاههای مرموز و یک اتاق مستحکم طاقدار قابل توجه با دری بهترین دعانویس شهر آهنی است.
در اینجا نیز یک چاه جادو و طلسمات سنگی قدیمی وجود داشت که آب آن توسط مالک فعلی استفاده میشد تا اینکه طلسم نویس متوجه شد در ته آن استخوانهای انسان وجود دارد. در آشپزخانه طاقدار، یک اجاق هلندی قدیمی واقعی وجود دارد که با کاشیهای آبی خارقالعاده تزئین شده و درباریان را در حال شیرجه زدن بر روی مادیانهای چاق فلاندری نشان میدهد و تصاویر با تصاویر لالهها و نیلوفرهای ببری جایگزین شدهاند. در بیرون، اصطبلهای قدیمی با کاشیهای بهترین دعانویس شهر قرمز و آبجوخانه با سقف شیروانی اهر شهر دعا قرار دارند. و اینها به بخشی از باغ درویشان نگاه میکنند که هنوز یک درخت انجیر گرهدار قدیمی در آن وجود دارد.
در فواصل نامنظم میوه داده است، اما هفته آینده به پایان عمر جادو و طلسمات خود میرسد. با بازگشت به سالن، از یک راه پله پهن با نردهها و نردههای بزرگ پیچ خورده بالا میرویم که هر پله آن با تزئینات گلکاری پیچیدهای تزئین شده است. قاببندی از نوع نسبتاً ناچیزی بود، با گچبریهای کوچک از یک پله باریک بالا میرفت، و با رسیدن به سقف کاشیکاری شده قرمز، با یک جانپناه سنگی در اطراف آن، میتوانیم چیزی را ببینیم که میتوان آن را طرح این ملک قدیمی خارقالعاده نامید. خانه توسط ساختمانهای قدیمی دیگری احاطه شده است - که همگی به طور یکسان محکوم به تخریب هستند - و تکههایی از باغها، و در دعا طول مسیر، ساختمانهای مدرن عظیمی را میبینیم آذرشهر شهر دعا که اکنون در محل باغهای پارچهفروشان قرار دارند، باغهایی
که در خاطره بسیاری از افراد زنده وجود داشتهاند. در ظاهر متروکه کل، به ویژه این بخش متروکه از باغ شهر، چیزی رقتانگیز وجود داشت،با پلههای پهن و پرچشدهاش که با پرچم پوربک تزیین شدهاند و نردههای آهنی قدیمی که به آن نزدیک میشوند. اتاق طلسم غذاخوری در طبقه اول، مرتفع، راحت، بسیار محترم و به معنای واقعی کلمه «دلنشین» است.{168} با کمدهای فراوان و چوبکاریهای خوبش. نمای بیرونی، ته رنگ غمانگیز آجرهای قدیمی و چرک را به نمایش میگذاشت.» یکی دو روز بعد که به آنجا رسیدم، دعا دیدم که تابلوها از قبل نصب شدهاند و «خردهچینها» مشغول کارند.
در راهروهای پیچ در پیچ و کنجکاوانه قرار دارد و نه زشت و دلربا. در سمت راست، کلیسای قدیمی هلندی قرار دارد. یک کاوشگر میگوید: «به سختی، خانه قدیمی را پیدا کردیم که شبیه یک عمارت اربابی است - پلاک ۲۱ - با پلهها و باغش - به اندازه کافی دور ریخته شده بود. میشد رد آن را روی نقشهها پیدا کرد و شجرهنامه منظمی داشت، از اولین مالک آن، اولمیوس، تاجر هلندی، در زمان شاه ویلیام، که از او به خانواده فرانسوی تیرنولت، از آنها به مینِتها - بانکداران برجسته در دوران امپراتوری اول فرانسه - و از آنها به توماس عجب شیر شهر دعا لو مارشانت، که نوادهاش آن را به عنوان نماینده شرکت توماس، پسر و لفور در اختیار داشت.
از بین این آخرین مالکان، مالک فعلی، آقای جان فلمینگ، ملک را به طلسم دست آورد.» این طلسم نویس بنا به صورت «یک سازه طلسم نویس بزرگ آجری قرمز» توصیف شده است که در سراسر آن با پنلهای حکاکیشده و دیوارپوشهای چوبی زیبا پوشیده شده است و اتاقهای متعدد آن جادار، مرتفع و راحت طلسم هستند. با ورود به تالار قدیمی از طریق یک درگاه زیبا، دفتر حسابداری تاجر در سمت راست و اتاق صبحانه و بقایای بسیاری از انبارها در سمت چپ دیده میشود. در زیر این در، انبارهای جاداری وجود دارد که حاوی سردرود شهر دعا مخفیگاههای مرموز و یک اتاق مستحکم طاقدار قابل توجه با دری بهترین دعانویس شهر آهنی است.
در اینجا نیز یک چاه جادو و طلسمات سنگی قدیمی وجود داشت که آب آن توسط مالک فعلی استفاده میشد تا اینکه طلسم نویس متوجه شد در ته آن استخوانهای انسان وجود دارد. در آشپزخانه طاقدار، یک اجاق هلندی قدیمی واقعی وجود دارد که با کاشیهای آبی خارقالعاده تزئین شده و درباریان را در حال شیرجه زدن بر روی مادیانهای چاق فلاندری نشان میدهد و تصاویر با تصاویر لالهها و نیلوفرهای ببری جایگزین شدهاند. در بیرون، اصطبلهای قدیمی با کاشیهای بهترین دعانویس شهر قرمز و آبجوخانه با سقف شیروانی اهر شهر دعا قرار دارند. و اینها به بخشی از باغ درویشان نگاه میکنند که هنوز یک درخت انجیر گرهدار قدیمی در آن وجود دارد.
در فواصل نامنظم میوه داده است، اما هفته آینده به پایان عمر جادو و طلسمات خود میرسد. با بازگشت به سالن، از یک راه پله پهن با نردهها و نردههای بزرگ پیچ خورده بالا میرویم که هر پله آن با تزئینات گلکاری پیچیدهای تزئین شده است. قاببندی از نوع نسبتاً ناچیزی بود، با گچبریهای کوچک از یک پله باریک بالا میرفت، و با رسیدن به سقف کاشیکاری شده قرمز، با یک جانپناه سنگی در اطراف آن، میتوانیم چیزی را ببینیم که میتوان آن را طرح این ملک قدیمی خارقالعاده نامید. خانه توسط ساختمانهای قدیمی دیگری احاطه شده است - که همگی به طور یکسان محکوم به تخریب هستند - و تکههایی از باغها، و در دعا طول مسیر، ساختمانهای مدرن عظیمی را میبینیم آذرشهر شهر دعا که اکنون در محل باغهای پارچهفروشان قرار دارند، باغهایی
که در خاطره بسیاری از افراد زنده وجود داشتهاند. در ظاهر متروکه کل، به ویژه این بخش متروکه از باغ شهر، چیزی رقتانگیز وجود داشت،با پلههای پهن و پرچشدهاش که با پرچم پوربک تزیین شدهاند و نردههای آهنی قدیمی که به آن نزدیک میشوند. اتاق طلسم غذاخوری در طبقه اول، مرتفع، راحت، بسیار محترم و به معنای واقعی کلمه «دلنشین» است.{168} با کمدهای فراوان و چوبکاریهای خوبش. نمای بیرونی، ته رنگ غمانگیز آجرهای قدیمی و چرک را به نمایش میگذاشت.» یکی دو روز بعد که به آنجا رسیدم، دعا دیدم که تابلوها از قبل نصب شدهاند و «خردهچینها» مشغول کارند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر