پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۲۰:۳۳ ۲ بازديد
کرد که به دندههایش خورد. سر مشغول نصب تیرکهای محافظ در اطراف خانه بود که صدای تپانچه سوان او را به طبقه بالا کشاند. سرگرد سر، در نامهای خطاب به پسر رایان مینویسد: «به محض ورودم به حضور لرد ادوارد، رایان و سوان، دیدم که حضرتشان با خنجری در دست ایستادهاند، گویی آمادهاند تا آن را در بدن دوستانم فرو کنند. در حالی که رایان عزیز، روی پله پایینی پلکان بالایی نشسته بود و لرد ادوارد بهترین دعانویس شهر را با هر دو دستش از ساق یا ران گرفته بود، و سوان نیز در وضعیتی نسبتاً مشابه، هر دو زیر شکنجه پارس آباد شهر دعا زخمهایشان در حال جان کندن بودند، بدون بهترین دعانویس شهر هیچ تردیدی به بازوی خنجری لرد ادوارد شلیک کردم و ابزار مرگ به زمین افتاد.
پس از ایمنسازی زندانیِ دارای عنوان، اولین نگرانی من امنیت پدر عزیزتان بود. با غم و اندوه به طلسم نویس رودههایش نگاه کردم.» در واقع، لرد ادوارد او را کاملاً از هم شکافته بود. اگرچه سر چندین گلوله به شانه راست لرد فرو کرده بود، اما او همچنان با خشم میجنگید تا اینکه سربازان، که بیش از ۲۰۰ نفر از آنها حضور داشتند، با فشار دادن فشنگهای سنگین خود بر بهترین دعانویس شهر روی بدنش، او را از پا درآوردند. آنها او را تا تالار آورده بودند که او دوباره تلاش ناامیدانهای برای فرار کرد و یک طبلزن از پشت به گردنش اشنویه شهر دعا خنجر زد. پیش از این صحنه، هیگینز کوک را با شایعات طلسم مگان آشنا دعا کرد، همانطور که در پروندهای که قرار است به آن اشاره شود، نشان داده طلسم نویس خواهد
شد. لقبی که در متن زیر به پاملا طلسم نویس داده شده به دلیل شایعهای رایج است مبنی بر اینکه والدین او مادام دو ژنلیس و فیلیپ جادو و طلسمات طلسم اگالیته، دوک جادو و طلسمات اورلئان، هستند: «بانوی اگالیتی به شدت از دستور لرد کسلری شکایت دارد.» گذرنامهی کوتاه. نامهها را روی لباسش میدوزند یا لحافدوزی میکنند و به هامبورگ دعا میرود. جزئیات را برایت میفرستم. لیدی فیتزجرالد در این زمان در خانه مویرا، در چند قدمی مگان، بود؛ و سخنان پایانی نشان میدهد که او به خانه دسترسی داشته و کاملاً با امور داخلی آن آشنا بوده است؛ جایگاه، سیاست و دستاوردهای چنین همسایه نزدیکی، دسترسی به سالنهای طلاکاری شده آن را تسهیل میکرد. لرد تکاب شهر دعا ادوارد احتمالاً از طریق ماگان، پیامهایی برای پاملا فرستاد.
ماگان نقش خود را چنان باورپذیر ایفا کرد که درست در بهترین دعانویس شهر همان شبی که لرد ادوارد در نیوگیت اسیر و در حال خونریزی بود، با رأی ایرلندیهای متحد به مقامی بالاتر در سازمان ارتقا یافت. لرد ادوارد در خانه مورفی دستگیر شده بود؛ و آقای لکی اظهار داشت که در نامههای هیگینز هیچ اشارهای به این مکان بهترین دعانویس شهر نشده است. هیگینز، برای صرفهجویی در وقت، ممکن است این اشاره را به جادو و طلسمات صورت شفاهی بیان کرده باشد. هیگینز در فاصله دوازده دقیقه پیادهروی از دفتر کوک اقامت داشت. آقای لکی میگوید: «او [هیگینز] عادت داشت آشکارا و مکرراً به قلعه برود.» کوک به سیر گفت طلسم نویس که اگر روز بعد، بین ساعت پنج و شش کمال شهر شهر دعا بعد دعا از ظهر ، به خانه مورفی در خیابان توماس برود ، لرد
ادوارد را آنجا خواهد یافت دعا در 20 مه، زمانی که لرد ادوارد در نیوگیت بر اثر جراحاتش در حال مرگ بود، مگان از طریق هیگینز نکات تازهای ارائه میدهد و قول میدهد اطلاعات بیشتر طلسم را «فردا» ارائه دهد. هیگینز اضافه میکند: «او دیشب به عنوان عضو کمیته انتخاب شد. من برای حفظ ثبات او تلاش زیادی کردم و هفته گذشته مجبور شدم به او پول بدهم.» در 8 ژوئن، هیگینز مینویسد: «من نمیتوانم از م. حتی یک جمله در مورد اینکه چه کسی مسئولیت فهرست را بر عهده میگیرد، بشنوم. من بارها طلسم او را به تعویق انداختهام.» جادو و طلسمات [صفحه ۱۳۵]پرداخت ۱۰۰۰ لیرهای که فکر میکند دارم سر به سرش میگذارم.[333] به یاد داشته باشید که طبق یک نوشتهی مخفی فردیس شهر دعا از کوک، در ۲۰ ژوئن ۱۰۰۰ لیره به
«FH» برای کشف «LEF» پرداخت شد و او طبق قرارداد رعایت کرد که نام مگان نباید ذکر شود. مگان فکر میکرد که تلاشی برای «سرک کشیدن» او در مورد خونبهایی که به دست آورده بود، وجود دارد، اما او خودش هم میدانست چگونه کمی «سرک بکشد». هیگینز، بعداً با طرح ادعاهای خود، به کوک میگوید: «با دخالت شما، آقای م. ۳۰۰ لیره برای هزینهها دریافت کرد. رسماً به من اجازه دهید به شما اطمینان دهم که هر هزینهی ممکنی را که او متحمل شده بود.
پس از ایمنسازی زندانیِ دارای عنوان، اولین نگرانی من امنیت پدر عزیزتان بود. با غم و اندوه به طلسم نویس رودههایش نگاه کردم.» در واقع، لرد ادوارد او را کاملاً از هم شکافته بود. اگرچه سر چندین گلوله به شانه راست لرد فرو کرده بود، اما او همچنان با خشم میجنگید تا اینکه سربازان، که بیش از ۲۰۰ نفر از آنها حضور داشتند، با فشار دادن فشنگهای سنگین خود بر بهترین دعانویس شهر روی بدنش، او را از پا درآوردند. آنها او را تا تالار آورده بودند که او دوباره تلاش ناامیدانهای برای فرار کرد و یک طبلزن از پشت به گردنش اشنویه شهر دعا خنجر زد. پیش از این صحنه، هیگینز کوک را با شایعات طلسم مگان آشنا دعا کرد، همانطور که در پروندهای که قرار است به آن اشاره شود، نشان داده طلسم نویس خواهد
شد. لقبی که در متن زیر به پاملا طلسم نویس داده شده به دلیل شایعهای رایج است مبنی بر اینکه والدین او مادام دو ژنلیس و فیلیپ جادو و طلسمات طلسم اگالیته، دوک جادو و طلسمات اورلئان، هستند: «بانوی اگالیتی به شدت از دستور لرد کسلری شکایت دارد.» گذرنامهی کوتاه. نامهها را روی لباسش میدوزند یا لحافدوزی میکنند و به هامبورگ دعا میرود. جزئیات را برایت میفرستم. لیدی فیتزجرالد در این زمان در خانه مویرا، در چند قدمی مگان، بود؛ و سخنان پایانی نشان میدهد که او به خانه دسترسی داشته و کاملاً با امور داخلی آن آشنا بوده است؛ جایگاه، سیاست و دستاوردهای چنین همسایه نزدیکی، دسترسی به سالنهای طلاکاری شده آن را تسهیل میکرد. لرد تکاب شهر دعا ادوارد احتمالاً از طریق ماگان، پیامهایی برای پاملا فرستاد.
ماگان نقش خود را چنان باورپذیر ایفا کرد که درست در بهترین دعانویس شهر همان شبی که لرد ادوارد در نیوگیت اسیر و در حال خونریزی بود، با رأی ایرلندیهای متحد به مقامی بالاتر در سازمان ارتقا یافت. لرد ادوارد در خانه مورفی دستگیر شده بود؛ و آقای لکی اظهار داشت که در نامههای هیگینز هیچ اشارهای به این مکان بهترین دعانویس شهر نشده است. هیگینز، برای صرفهجویی در وقت، ممکن است این اشاره را به جادو و طلسمات صورت شفاهی بیان کرده باشد. هیگینز در فاصله دوازده دقیقه پیادهروی از دفتر کوک اقامت داشت. آقای لکی میگوید: «او [هیگینز] عادت داشت آشکارا و مکرراً به قلعه برود.» کوک به سیر گفت طلسم نویس که اگر روز بعد، بین ساعت پنج و شش کمال شهر شهر دعا بعد دعا از ظهر ، به خانه مورفی در خیابان توماس برود ، لرد
ادوارد را آنجا خواهد یافت دعا در 20 مه، زمانی که لرد ادوارد در نیوگیت بر اثر جراحاتش در حال مرگ بود، مگان از طریق هیگینز نکات تازهای ارائه میدهد و قول میدهد اطلاعات بیشتر طلسم را «فردا» ارائه دهد. هیگینز اضافه میکند: «او دیشب به عنوان عضو کمیته انتخاب شد. من برای حفظ ثبات او تلاش زیادی کردم و هفته گذشته مجبور شدم به او پول بدهم.» در 8 ژوئن، هیگینز مینویسد: «من نمیتوانم از م. حتی یک جمله در مورد اینکه چه کسی مسئولیت فهرست را بر عهده میگیرد، بشنوم. من بارها طلسم او را به تعویق انداختهام.» جادو و طلسمات [صفحه ۱۳۵]پرداخت ۱۰۰۰ لیرهای که فکر میکند دارم سر به سرش میگذارم.[333] به یاد داشته باشید که طبق یک نوشتهی مخفی فردیس شهر دعا از کوک، در ۲۰ ژوئن ۱۰۰۰ لیره به
«FH» برای کشف «LEF» پرداخت شد و او طبق قرارداد رعایت کرد که نام مگان نباید ذکر شود. مگان فکر میکرد که تلاشی برای «سرک کشیدن» او در مورد خونبهایی که به دست آورده بود، وجود دارد، اما او خودش هم میدانست چگونه کمی «سرک بکشد». هیگینز، بعداً با طرح ادعاهای خود، به کوک میگوید: «با دخالت شما، آقای م. ۳۰۰ لیره برای هزینهها دریافت کرد. رسماً به من اجازه دهید به شما اطمینان دهم که هر هزینهی ممکنی را که او متحمل شده بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر