سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ | ۲۳:۲۵ ۵ بازديد
از دریانوردی تنگه ماگالهانس در روایت دون آنتونیو د کوردووا، که فرماندهی ناوچه اسپانیایی سانتا ماریا د لا کابزا را در جادوگر سفری که صرفاً به منظور کاوش تنگه انجام شد، بر مذهب عهده داشت، آمده است. این روایت با عنوان «سفر نهایی به جزایر ماگالان» منتشر شد. با این حال، آن سفر تنها با بررسی بخش شرقی به پایان رسید و سفر اکتشافی بعدی فرشتگان به فرماندهی همان افسر انجام شد که گزارش آن به سفر کابزا پیوست شد؛ به طوری که سفر اکتشافی کوردووا همچنان عنوان «سفر علوم غریبه نهایی» را حفظ کرد.{10}سفرنامه و غیره. این شیاطین کتاب دعاگر
به سبکی ساده و روان نوشته شده است، صحیحترین گزارش دعا را از هر چیزی که دیده میشود ارائه میدهد، طلسم نویس و بنابراین باید در اختیار هر شخصی باشد شیطان که قصد دریانوردی در تنگه را دارد. روایت کوردووا از علوم غریبه آب و هوا بسیار ناخوشایند است. او با اشاره جادو سیاه به سختیهای ماههای تابستان (ژانویه، فوریه و مارس) میگوید: «به ندرت آسمان صاف بود و فواصل زمانی که گرمای خورشید را تجربه میکردیم کوتاه بود: ابطال کردن جادو هیچ روزی بدون بارش باران نمیگذشت و معمولترین حالت آب و هوا، بارش مداوم باران بود.» [10] روایتهای والیس و کارترت دعانویس از
این هم غمانگیزتر است. اولی آن بخش از روایت خود را با توصیف غمانگیز و ناامیدکننده زیر به پایان میرساند: «بدین ترتیب ما منطقهای دلگیر و نامساعد را فرشتگان ارواح ترک کردیم، جایی که تقریباً فاضل آباد شهر دعا چهار ماه در خطر مداوم غرق شدن کشتی بودیم، پس حاجت گرفتن از ورود به تنگه در هفدهم دسامبر و خروج از آن در یازدهم آوریل ۱۷۶۷: منطقهای که در بحبوحه تابستان، هوا سرد، غمانگیز و طوفانی بود، جایی که چشماندازها بیشتر شبیه هرج و مرج بودند دعانویس تا طبیعت؛ و جایی که بیشتر درهها بدون علف و تپهها بدون جنگل بودند.» این گزارشهای کوردووا
و والیس باعث شد که من نگران سلامتی خدمه باشم، چرا که انتظار نمیرفت از سختیهای چنین آب و هوایی بدون آسیب جان سالم به در پیشینه تاریخی ببرند. روایتهای بایرون یا بوگنویل هم برای کاهش اضطراب من کافی نبود. با این حال، در روایتی از سفر به تنگه توسط نماز خواندن ام. ای. دوکلو گویوت، پاراگراف زیر به طور قابل توجهی ذهنم را در مورد این موضوع دعا آرام کرد: «بالاخره، روز شنبه ۲۳ مارس، ما از آن تنگه معروف و بسیار ترسناک، پس از تجربه اینکه طلسم آنجا، و همچنین جادو سیاه در جاهای دیگر، بسیار خوب و بسیار گرم است
و برای سه چهارم زمان دریا کاملاً آرام است، خارج شدیم.» در هر نگاهی به این پرونده، نزدیکی ما به صحنه اصلی ماجرا، احساساتی با ماهیت مشرکان عجیب و غریب ایجاد میکرد، که در آنها، با این حال، ابجد آنهایی که بسیار دلپذیر و امیدوارکننده بودند{11}افسران و خدمه هر دو کشتی سالم بودند و از چشمانداز پیش روی خود بسیار خوشحال بودند؛ کشتیهای ما از هر نظر قوی و برای دریانوردی مناسب بودند؛ و ما از هرگونه آسایش و منبع لازم دین برای مواجهه با مشکلاتی بسیار بزرگتر از آنچه که دلیلی برای پیشبینی آن داشتیم، برخوردار بودیم. در مورد
شیوه کافران صحیح املای نام دریانورد مشهوری که این تنگه را کشف کرد، اختلاف نظر زیادی وجود داشته است. طلسم فرانسویها و انگلیسیها معمولاً آن را ماژلان و اجنه غیر مسلمان اسپانیاییها ماگالان مینویسند؛ اما پرتغالیها (و او بومی پرتغال بود) آن را عموماً مگالهانس مینویسند. دریاسالار برنی و آقای دالریمپل آن همزاد را مگالهانس مینویسند، شیوهای که من در جاهای عبادت کردن دیگر نیز پذیرفتهام، اما از آن زمان به بعد خودم را متقاعد کردهام که پیروی از املای پرتغالی برای قدیس نامی که تا به امروز هم در پرتغال و هم در برزیل بسیار رایج است، صحیح است. {12} فصل دوم
وارد تنگه ماگالهانس (یا گالیکش شهر دعا ماژلان) دعا نویسی شوید و دعانویس در نزدیکی شماره ملا دماغه پوسسیون - تنگه اول - خلیج گرگوری - سرخپوستان پاتاگونیا - تنگه دوم - جزیره الیزابت - خلیج آب شیرین - سرخپوستان فوئگی - ورود به بندر فمین لنگر بیندازید. جزر و مد مخالف و بادهای سبک ما را تا ساعت چهار بعد بندر گز شهر دعا از ظهر در نزدیکی دماغه ویرجینز در لنگر نگه داشت، تا اینکه با تغییر شیاطین جزر و مد، هوای دعانویس سبکی ما را به سمت دانگنس پوینت برد، که والیس به دلیل شباهتش به آبهای رمل کانال انگلیس، به درستی روح آن
را دانگنس پوینت نامیده است. تعداد زیادی گلباف شهر دعا از فکها در ساحل، اعمال صالح بالای موج جزر و مد، جمع شده بودند، در حالی که برخی دیگر در امواج بازی میکردند. دماغه در دیدرس دعانویس بود و با باد و جزر و مد موافق ما،
به سبکی ساده و روان نوشته شده است، صحیحترین گزارش دعا را از هر چیزی که دیده میشود ارائه میدهد، طلسم نویس و بنابراین باید در اختیار هر شخصی باشد شیطان که قصد دریانوردی در تنگه را دارد. روایت کوردووا از علوم غریبه آب و هوا بسیار ناخوشایند است. او با اشاره جادو سیاه به سختیهای ماههای تابستان (ژانویه، فوریه و مارس) میگوید: «به ندرت آسمان صاف بود و فواصل زمانی که گرمای خورشید را تجربه میکردیم کوتاه بود: ابطال کردن جادو هیچ روزی بدون بارش باران نمیگذشت و معمولترین حالت آب و هوا، بارش مداوم باران بود.» [10] روایتهای والیس و کارترت دعانویس از
این هم غمانگیزتر است. اولی آن بخش از روایت خود را با توصیف غمانگیز و ناامیدکننده زیر به پایان میرساند: «بدین ترتیب ما منطقهای دلگیر و نامساعد را فرشتگان ارواح ترک کردیم، جایی که تقریباً فاضل آباد شهر دعا چهار ماه در خطر مداوم غرق شدن کشتی بودیم، پس حاجت گرفتن از ورود به تنگه در هفدهم دسامبر و خروج از آن در یازدهم آوریل ۱۷۶۷: منطقهای که در بحبوحه تابستان، هوا سرد، غمانگیز و طوفانی بود، جایی که چشماندازها بیشتر شبیه هرج و مرج بودند دعانویس تا طبیعت؛ و جایی که بیشتر درهها بدون علف و تپهها بدون جنگل بودند.» این گزارشهای کوردووا
و والیس باعث شد که من نگران سلامتی خدمه باشم، چرا که انتظار نمیرفت از سختیهای چنین آب و هوایی بدون آسیب جان سالم به در پیشینه تاریخی ببرند. روایتهای بایرون یا بوگنویل هم برای کاهش اضطراب من کافی نبود. با این حال، در روایتی از سفر به تنگه توسط نماز خواندن ام. ای. دوکلو گویوت، پاراگراف زیر به طور قابل توجهی ذهنم را در مورد این موضوع دعا آرام کرد: «بالاخره، روز شنبه ۲۳ مارس، ما از آن تنگه معروف و بسیار ترسناک، پس از تجربه اینکه طلسم آنجا، و همچنین جادو سیاه در جاهای دیگر، بسیار خوب و بسیار گرم است
و برای سه چهارم زمان دریا کاملاً آرام است، خارج شدیم.» در هر نگاهی به این پرونده، نزدیکی ما به صحنه اصلی ماجرا، احساساتی با ماهیت مشرکان عجیب و غریب ایجاد میکرد، که در آنها، با این حال، ابجد آنهایی که بسیار دلپذیر و امیدوارکننده بودند{11}افسران و خدمه هر دو کشتی سالم بودند و از چشمانداز پیش روی خود بسیار خوشحال بودند؛ کشتیهای ما از هر نظر قوی و برای دریانوردی مناسب بودند؛ و ما از هرگونه آسایش و منبع لازم دین برای مواجهه با مشکلاتی بسیار بزرگتر از آنچه که دلیلی برای پیشبینی آن داشتیم، برخوردار بودیم. در مورد
شیوه کافران صحیح املای نام دریانورد مشهوری که این تنگه را کشف کرد، اختلاف نظر زیادی وجود داشته است. طلسم فرانسویها و انگلیسیها معمولاً آن را ماژلان و اجنه غیر مسلمان اسپانیاییها ماگالان مینویسند؛ اما پرتغالیها (و او بومی پرتغال بود) آن را عموماً مگالهانس مینویسند. دریاسالار برنی و آقای دالریمپل آن همزاد را مگالهانس مینویسند، شیوهای که من در جاهای عبادت کردن دیگر نیز پذیرفتهام، اما از آن زمان به بعد خودم را متقاعد کردهام که پیروی از املای پرتغالی برای قدیس نامی که تا به امروز هم در پرتغال و هم در برزیل بسیار رایج است، صحیح است. {12} فصل دوم
وارد تنگه ماگالهانس (یا گالیکش شهر دعا ماژلان) دعا نویسی شوید و دعانویس در نزدیکی شماره ملا دماغه پوسسیون - تنگه اول - خلیج گرگوری - سرخپوستان پاتاگونیا - تنگه دوم - جزیره الیزابت - خلیج آب شیرین - سرخپوستان فوئگی - ورود به بندر فمین لنگر بیندازید. جزر و مد مخالف و بادهای سبک ما را تا ساعت چهار بعد بندر گز شهر دعا از ظهر در نزدیکی دماغه ویرجینز در لنگر نگه داشت، تا اینکه با تغییر شیاطین جزر و مد، هوای دعانویس سبکی ما را به سمت دانگنس پوینت برد، که والیس به دلیل شباهتش به آبهای رمل کانال انگلیس، به درستی روح آن
را دانگنس پوینت نامیده است. تعداد زیادی گلباف شهر دعا از فکها در ساحل، اعمال صالح بالای موج جزر و مد، جمع شده بودند، در حالی که برخی دیگر در امواج بازی میکردند. دماغه در دیدرس دعانویس بود و با باد و جزر و مد موافق ما،
کاوشی در دعانویس خوانسار