نکات مهم درباره دعانویس مریوان با دیدی تازه

۵ بازديد
مرجانی تبدیل شدیم. طبق معمول، طوفان با باران بی‌وقفه و هوای غلیظ همراه بود و دریای آشفته و سنگین، عرشه‌های اعمال صالح ما را همیشه پر از آب می‌کرد.» «تأثیر این هوای مرطوب علوم غریبه و ناگوار، که از زمان ترک پورت فمین بسیار از آن رنج برده بودیم، در وضعیت لیست بیماران، که اکنون بسیاری از بیماران مبتلا به زکام، بیماری‌های ریوی و روماتیسمی در آن بودند، بیش موکل جن از حد آشکار مقدس بود. طوفان تا صبح سیزدهم بدون کاهش ادامه داشت.»{164}وقتی که سرعتمان را کم کردیم، به سمت شمال دعا شرقی حرکت کردیم تا به خشکی نزدیک شویم. هنگام ظهر،

ارتفاع عبادت کردن کوهبنان شهر دعا نصف‌النهاری خوبی عرض جغرافیایی ما را به ۴۸ درجه و ۳۰ دقیقه جنوبی رساند مقدس و تقریباً در همان زمان، خشکی را دیدیم که در امتداد شمال شرقی شرقی قرار داشت و خیلی زود فهمیدیم که قله موازی است. پس طلسم نویس از در نظر حاجت گرفتن گرفتن موج دریا و انحراف از ابجد مسیر، به طور قابل ابطال کردن جادو توجهی در جنوب محاسبه شده بودیم که نشان دهنده یک جریان جنوبی است؛ اما در چنین شرایطی از باد و هوا، جهت یا قدرت دقیق آن قابل تعیین جفت روحی نبود. «ما در امتداد خشکی پیش رفتیم و جادوگر برای نقشه‌برداری

زوایا و جهت‌ها را در نظر گرفتیم و هنگام غروب آفتاب، انتهای شمال غربی کامپانا از ما دعانویس به سمت شمال (مغناطیسی) و پنج فرسنگ دورتر رسید. حالا که در انتهای شمال غربی دعا جزیره کامپانا بودم که دماغه جنوب غربی خلیج پنیاس را تشکیل می‌دهد، فکر کردم قبل از اینکه به بررسی خورهای آن بپردازم، باید به دنبال بندر سانتا باربارا بگردم که در نقشه‌های کیمیاگری قدیمی این محله قرار دارد. بر جادو این اساس، شب را در حالت استراحت گذراندیم و ساعت ۴ صبح شماره ملا برای نزدیک شدن به خشکی به جلو حرکت کردیم. در روشنایی روز، حدوداً

از ۳۹ درجه شرقی شمالی تا ۵۳ درجه شرقی دعانویس جنوبی، به طور نامشخصی از میان جوی بسیار ابری و مه‌آلود دیده می‌شد. حدود ظهر هوا صاف شد دعا و ذکر ارتفاع نصف‌النهاری خورشید را به دست آوردیم که عرض جغرافیایی رمل ما را ۴۸ درجه و ۹ دقیقه جنوبی نشان می‌داد. [108] ما مسیر را به سمت صخره داندی خود هدایت کردیم و وقتی دعانویس پهلو به پهلو با فرشتگان آن قرار گرفتیم، به سمت شمال شرقی حرکت کردیم.» (قطب‌نما) برای دهانه‌ای در قسمت شیاطین پست ساحل پیش رو، که توسط کوه‌های بسیار بلند جفر پشتیبانی می‌شد، که بانه شهر دعا

ورودی بندر سانتا باربارا را یافتیم. ساحل به سمت جنوب با جزایر کوچک سنگی، صخره‌ها و موج‌شکن‌ها پوشیده شده بود که یک لیگ به سمت دریا امتداد حرز داشتند و در سمت شمال نیز کانال‌های دیگری وجود داشت. ما در کانالی به عرض نیم مایل بودیم که از طریق آن به مسیر خود ادامه دادیم، عمق آن از پانزده تا یازده طلسم فاتوم بود و عصر نزدیک ورودی بندر لنگر انداختیم. {165} «از آنجایی که طلسمات روح وضعیت فعلی ما کاملاً در معرض بادهای غربی بود، برای بررسی یک خلیج عمیق در ساحل جنوبی رفتم جوزم شهر دعا که بندر خوبی بود،

کاملاً از کافران همه بادها در امان بود و عمق آن سه و نیم فاتوم بر روی کف شنی نرم بود. بعد طلسم از ظهر لنگر انداختیم و به اسکله‌ای در بندر داخلی پیچیدیم، جایی که در مذهب سه فاتوم پهلو گرفتیم. درست بالای نقطه اوج آب، کلیسا تا نیمه در شن فرو رفته بود، و کافر تیرک یک کشتی بزرگ را پیدا کردم. [109] بلافاصله حدس زدیم که بخشی از کشتی بدشانس واگر، یکی از اسکادران لرد آنسون (که داستان از دست دادنش به خوبی در روایت‌های بایرون و بالکلی روایت شده است) را تشکیل می‌داد: به نظر می‌رسید

ابعاد آن با اندازه کشتی مطابقت دارد، نماز خواندن و این حدس با این واقعیت تقویت شد که یکی از زانوهایی که مریوان شهر دعا آن را به پهلو کشتی متصل می‌کرد، نسخ خطی بریده شده بود، که در مورد او اتفاق افتاد، زمانی که عرشه‌هایش برای رسیدن به آذوقه غرق شدند. همه پیچ‌ها خیلی بزرگ بودند.» خورده شده بود؛ اما چوب، به جز قسمت بیرونی که کرم خورده بود، کاملاً سالم بود. نجار ما آن را بلوط انگلیسی دعاگر اعلام کرد. «زمین اطراف این بندر شبیه به زمین اطراف بندر هنری است. سواحل آن صخره‌ای است، با برخی از تکه‌های ساحل شنی، اما

همه شیاطین جا پوشیده از درختان یا جنگلی نفوذناپذیر، متشکل از درختان و درختچه‌های کوتوله. زمین، در بیشتر جاها، به طور دعا ناگهانی از ساحل به سمت کوه‌ها بالا می‌رود، که برخی از آنها به ارتفاع بیش از دو هزار فوت می‌رسند و در
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.